استجابت دعا
molod asked 1 سال ago

با سلام و عرض احترم به استاد گرامی این سوال فوق العاده اذیتم میکنه که چجوریه کسایی که حتی نماز هم نمیخونند تا میگن خدا؛سریع حاجت روا میشن.ولی من نمیدونم دیگه چه نذری بکنم،چجوری با خدا حرف بزنم که حاجتمو بده.بعضی اوقات فک میکنم خدا به حرفام گوش نمیده اما من دلم فقط با حرف زدن با خداست که آروم میشه نمیتونم بگم چون حاجت نداده پس منم دیگه حرف نزنم اما نگرانم از اینکه ناامید بشم خواهش میکنم راهنماییم کنید. سپاس فراوان

1 Answers
مهدی عضو سایت answered 1 سال ago

سلام علیکم؛
اغلب کساني که در مورد اجابت دعاي خود اعتراض مي کنند و مي گويند چرا دعايم اجابت نمي شود از ضعف نگرش در اين زمينه رنج مي برند. اگر انسان نگرش درستي نسبت به دعا داشته باشد هم دعا مي کند و هم آرامش دارد و نگران چيزي نيست. در اين راستا ذکر چند نکته در پاسخ به سؤال شما لازم و ضروري است؛ تقاضا دارم هر نکته را چند بار با دقت، مطالعه کنيد:
– انسان به هنگام دعا کردن، فقط بايد خدا را با قلب و زبان، بخواند و از خدا طلب برآورده شدن حاجت را داشته باشد. گاه انسان در دعا با زبان، خدا را مي خواند، ولي در قلب چشم اميد به خلق خدا دارد. اين خود مانعي است بر سر راه استجابت دعا.
– در هنگام دعا بايد «مضطر» بود. مضطر همچون کسي است که در دريا خود را در حال غرق شدن مي بيند و براي خود پناهي جز خدا نمي يابد؛ در اين صورت چگونه خدا را مي خواند؟
– دعا کردن آدبي دارد که اگر رعايت شود دعا در معرض اجابت قرار مي گيردو خداي متعال هم وعده اجابت داده است اما اولا خداي متعال روي مصالح و حکمت خود کار مي کند و ثانيا وعده اجابت او در حد اقتضا است نه عليت. يعني اگر مانعي در کار نباشد اقتضاي اجابت دارد و اين به اين معنا نيست که دعاي ما علت حتمي اجابت باشد و خداوند را مجبور به اجابت کنيم.
– يکي از شرايط مهم دعا تلاش و کوشش خود شخص براي تحقق خواست هايش است. دعا در صورتي اجابت مي شود که خود شخص تمام تلاش خود را براي هدف اش کرده باشد و در اين زمينه کوتاهي صورت نگرفته باشد.
-اجابت ممکن است تا مدتي به تاخير بيافتد و اين به معناي عدم اجابت نيست.
– مومن تسليم خدا است ما نبايد با دعا کردن روح تسليم را از دست بدهيم و مانند بچه ها بر خواسته خود پافشاري کنيم. وظيفه ما دعا کردن و درخواست از خداي متعال است و اقضاي ايمان و توکل و تسليم اين است که نتيجه نهايي امور را به خداوند بسپاريم.
– وقتي دعا مي کنيم بايد باور داشته باشيم که خداوند اگر مصلحت بداند حتما حاجت ما را مي دهد.
– ممکن است خداوند براي «امتحان بنده»، حاجت او را ندهد، يا به تاخير اندازد. آيا فقط زماني که خداوند حاجت ما را بدهد به او ايمان داريم؟ آيا اگر در برآورده شدن حاجت تاخير افتد، اعتماد ما به خدا کم رنگ مي شود؟ و يا بقول فرمايش شما به او بدگمان مي شويم؟
بدبيني به حضرت حق، که وجودش خير محض است و از هر گونه خطايي مبري است، از ضعف ايمان است و شايد اين ضعف شما در ايمان فقط با عدم استجابت دعا خود را نشان مي داد؛ لذا خداوند مهربان، قبل از اينکه فرصت ها از دست برود عيب شما را به شما نشان داده است تا آستين همت را بالا زده، اين ضعف را برطرف کنيد!
– گاه ممکن است دعا مستجاب شده، اما زمان آن نرسيده باشد. حضرت موسي (عليه السلام) آل فرعون را نفرين کرد و خداوند اجابت کرد اما بنا بر مصلحت الهي، چهل سال طول کشيد!
– چرا هر گاه دعا مستجاب نمي شود به گردن خدا مي اندازيم؟ شايد ما کاري کرديم که دعايمان به اجابت نمي رسد؟ اگر در دل، باور کنيم که همه نقصها از ما است، مشکل حل مي شود. حضرت يونس نبي (عليه السلام) گفت: «اني کنت من الظالمين» سپس دعايش مستجاب شد؛ «فاستجبنا له و نجيناه من الغم و کذلک ننجي المومنين»
گاه انسان «گمان » مي کند که اهل گناه نيست؛ در حالي که مرتکب گناهان مي شود ولي خود نمي داند. ما گاهي گمان مي کنيم تنها با ترک دزدي، زنا و… وخواندن نماز و گرفتن روزه و… از گناهان دور شده ايم؛ در حالي که ممکن است پدر و مادر از ما راضي نباشند و ما نسبت به آن ها بي توجه باشيم.
در روايات اسلامي آمده است که: اگر والدين به صورت شما زدند، بدون ذره اي ترش رويي، طرف ديگر صورت را به آن ها نشان دهيد و آمادگي خود را براي سيلي ديگري اعلام داريد! و يا در روايتي ديگر فرزند را غلام حلقه بگوش والدين مي داند؛ براستي آيا ما در ارتباط با والدين، اينگونه رفتار کرده، مانند غلام حلقه بگوش از آن ها اطاعت مي کنيم؟!
و يا ممکن است تنها با زبان خود کسي را آزرده باشيم (بويژه محارم). شکستن دل ديگران خود از گناهان بسيار بزرگ است که چه بسا به آن توجه نداريم. و يا برخي نماز مي خوانند ولي توجهي به اداء نمازهاي قضا ندارند.
لقمه ي ناپاک و حرام و ندادن خمس و زکات مال، هم از جمله گناهاني است که کمتر کسي به آن توجه دارد.
– بايد ديد دعا چه دعايي است؟ آيا درخواست هاي ما از خداوند درست است يا خير؟ بعنوان مثال: ممکن است براي ازدواج، فلان فرد مشخص را مد نظر گرفته، با اصرار از خداوند مي خواهيم که دعاي ما را اجابت کند؛ در حالي که خداي حکيم و عالم به غيب مي داند که همان فرد، در خانه بداخلاق بوده، يا دو سال ديگر تصادف کرده و از دنيا مي رود و … اين ازدواج به صلاح شما نيست.
پس در دعا نبايد براي خدا، تعيين تکليف کرد بلکه از او بخواهيم به هر طريقي که خير مااست مثلاً شرايط ازدواج را برايمان فراهم کند.
شما دوست خوبم تنها به يک حاجت خود – داشن شغل – اشاره کرديد؛ در اين رابطه دو سؤال از شما دارم و پاسخ آن را به عهده ي خودتان مي گذارم:
۱- آيا از همه ي توان خود براي تحصيل، استفاده کرده ايد؟ برخي از بزرگان با گرسنگي و نبود امکانات اوليه به هيچ وجه تحصيل را کنار نگذاشتند.
۲- آيا حاضريد با کارگري و بقول معروف از صفر شروع کنيد يا اينکه از شغل هاي پايين عار داريد و منتظر شغلي هستيد که در ديد مردم محترم باشد؟ شهيد رجايي هم درس خود را مي خواند و هم در کوچه و خيابان دست فروشي مي کرد!
– برخي معناي «صلاح» را بد فهميده اند؛ تصور مي کنند اينکه مي گوييم: خدا صلاح نمي داند نعوذ بالله يعني خدا دلش نمي خواهد! در حالي که وقتي مي گوييم صلاح خدا نيست فلان دعا اجابت شود يعني «خير ما در عدم استجابت آن دعا است». مانند پدري که با علم به اينکه اگر به فرزندش پولي که درخواست کرده را به او بدهد، به سمت اعتياد رو خواهد آورد، لذا از دادن پول به او امتناع مي کند و مي گويد به صلاحت نيست.
پس اگر درک درستي از معناي «صلاح» داشته باشيم نه تنها ناراحت نمي شويم بلکه با رغبت و طيب خاطر امور خود را به او که مهربان ترين مهربانان است و به بندگان خود به اندازه ي پوسته ي نازک روي هسته ي خرما هم ظلم نمي کند، مي سپاريم.
– از خدايي که «فعال مايشاء و قادر متعال» است نبايد طلبکارانه چيزي خواست. يادمان باشد او خداست و ما بنده؛ او مولاست و ما عبد؛ لذا بنده از مولاي خود، هيچ طلبي ندارد! بنده تنها مي تواند از مولاي خود، درخواست کند؛ اگر مولا عطا کرد، از فضل و کرم اوست؛ اگر عطا نکرد، از حکمت اوست؛ پس طلبي در ميان نيست. (دقت کنيد)
خيلي ها با يک «يا الله» و يا با يک «صلوات» حاجت گرفته اند چون در زندگي مسير عبوديت را طي کرده و خود را در لفظ و عمل، بنده ي خدا مي دانند.
داستان آن باربر اصفهاني را شنيده اي که وقتي بچه از بالا به زمين در حال سقوط بود، با يک اشاره، کودک در بين زمين و آسمان توقف کرد و آهسته آهسته به آغوش او آمد؛ وقتي از او علت اين کرامت را پرسيدند گفت: «عمري هر چه خدا گفت گفتم چشم و انجام دادم، حالا من به خدا گفتم: خدايا مادر اين بچه را داغدار نکن، او هم اجابت کرد (او گفت: چشم).
دعا نشان از فروتنی، تواضع، خاکساری، خشوع و خضوع به درگاه موجودی عزیز و مقتدر، توانا و بلند مرتبه است در مقام دعا باید دانست که «من» هیچ نیست و هر چه هست«اوست» باید باور کرد که من مخلوقم و او خالق من ذلیلم و او عزیز.
یکی از پرسش‌هایی که همواره برای بندگان مومن خدا مطرح‌ می‌شود این است که چرا گاهی دعاها و خواسته‌های ما برآورده و مستجاب نمی‌شود؟ این مساله عوامل زیادی دارد که پاسخ آن را در کلام معصومین(ع) جستجو می‌کنیم.
امام علی(ع) در پاسخ به این سوال که خداوند فرموده:«ادعونی استجب لکم؛ بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را» پس چرا دعا می کنیم ولی دعایمان اجابت نمی شود؟ فرمود: زیرا دل های شما هشت خیانت کرده است:
۱٫ شما خدا را شناختید اما حق او را چنان که بر شما واجب است ادا نکردید. بنابراین، شناخت شما به کارتان نیامد.
۲٫ ایمان به رسول خدا(ص) آوردید، اما با سنت او مخالفت کردید، پس فایده ایمان شما چیست؟
۳٫ قرآن را خواندید ولی عمل نکردید.
۴٫ گفتید از آتش جهنم می‌ترسید اما در هر وقت با گناهان خود بدن های خود را آماده عذاب ساختید.
۵٫ اظهار تمایل به بهشت کردید اما کاری که شما را از بهشت دور می‌کند انجام دادید.
۶٫ از نعمت‌های خدا استفاده کرده ولی سپاسگزاری نکردید.
۷٫ خداوند شما را به دشمنی شیطان امر کرده، شما با زبان با او دشمنی کردید ولی در عمل با او مخالفت نکردید.
۸٫ عیب‌های مردم را جلوی چشم خود قرار دادید اما عیوب خود را پشت سر انداختید.
با توجه به این امور چگونه انتظار اجابت دعا دارید. پس خودتان را اصلاح و تقوا پیشه کنید تا دعاهای شما مستجاب شود.۱
امام صادق(ع) نیز در پاسخ به گروهی که از آن حضرت پرسیدند: چرا ما دعا می‏‌کنیم، امّا مستجاب نمی‏‌شود؟ فرمودند: ” چون کسی را می‏‌خوانید که نمی‏‌شناسیدش۲″.
همچنین پیامبر خدا(ص) در این باره می‌فرمایند: “همانا بنده دستش را (برای دعا) به درگاه خدا بالا می‏‌برد در حالی که خوراکش حرام است؛ با چنین حالی، چگونه دعایش مستجاب شود؟۳″.
امام علی(ع) درباره این که چه حکمت‌هایی در تأخیر استجابت دعاست؟ می‌فرمایند:” تأخیر در اجابت دعا تو را نومید نگرداند؛ زیرا که بخشش (خداوند) بسته به نیّت تو است؛ چه بسا که در برآوردن خواهشت تأخیر شود، تا بدین وسیله خواهنده را پاداش بزرگتر و امیدوار (به بخشش الهی) را بخشش بیشتر دهد؛ بسا باشد که چیزی بخواهی و به تو داده نشود امّا دیر یا زود بهتر از آن به تو داده شود، یا برای خیر و مصلحت تو از تو دریغ شده است. و بسا خواسته‏‌ای که اگر برآورده شود موجب نابودی و تباهی دین تو گردد۴″.
آن حضرت همچنین فرمودند: “خداوند عز و جل به عیسی بن مریم علیه‏‌السلام وحی فرمود: به اشراف بنی اسرائیل بگو که … من دعای هیچ یک از شما و هیچ یک از کسانی را که حقّی از مخلوقات مرا به گردن دارند، اجابت نمی‏‌کنم۵”.
امام باقر(ع) نیز در بیان موانع استجابت دعا می‌فرمایند: “(گاه) بنده از خداوند حاجتی را می‏‌خواهد و از شأن خداست که آن را در آینده‏‌ای نزدیک، یا با تأخیر برآورده سازد؛ امّا بنده بعدا مرتکب گناهی می‏‌شود. پس، خداوند تبارک و تعالی به فرشته می‏‌گوید: حاجت او را برآورده مساز و او را از آن محروم گردان؛ زیرا که او خود را در معرض خشم من نهاد و مستوجب محرومیت از سوی من شد۶”.
رسول مکرم اسلام همچنین فرمودند: “بدانید که خداوند، دعایی را که از دلی غافل و بی‏‌خبر باشد، نمی‏‌پذیرد۷”.
سخن پاياني اينکه
در هر شرائطي راضي به رضاي خداي مهربان، حکيم، رؤوف و عالم به غيب باشيم. امام حسين (عليه السلام) در بدترين شرائط ظهر عاشورا، در حالي که همه عزيزانش را از دست داده، در حالي که زخمي و تشنه است و زن و فرزندانش در محاصره دشمن هستند مي فرمايد: رضا به قضائک، تسليما لامرک، لا معبود سواک …
منابع:
۱- أعلام الدین: ۲۶۹ منتخب میزان الحکمة : ۱۹۶
۲- بحار الأنوار: ۹۳ / ۳۶۸ / ۴ منتخب میزان الحکمة : ۱۹۶
۳- إرشاد القلوب: ۱۴۹ منتخب میزان الحکمة : ۱۹۶
۴- کشف المحجّه: ۲۲۸ منتخب میزان الحکمة : ۲۰۰
۵- الخصال: ۳۳۷ / ۴۰ منتخب میزان الحکمة : ۱۹۶
۶- بحارالأنوار: ۷۳ / ۳۲۹ / ۱۱ منتخب میزان الحکمة : ۱۹۶
۷- بحارالأنوار: ۹۳ / ۳۲۱ / ۳۱ منتخب میزان الحکمة : ۱۹۶
برگرفته از پرسمان