شانس و اقبال
محمدی محمد پرسیده شده 11 ماه قبل

باسلام
حاج آقا آیا شانس و اقبال(امداد های غیبی) و جود دارد؟
در دین اسلام مطلب یا حدیثی در این باره آمده است؟

1 پاسخ‌ها
مهدی عضو سایت پاسخ داده شده 10 ماه قبل

سلام
اصل واژه «شانس» فرانسوى و به معناى فرصت است و در فارسى قديم اين واژه وجود نداشته است.
اما آيا شانس به معناى رايج آن حقيقت دارد يا نه؟ در توضيح آن بايد گفت: هيچ چيز در عالم از روى تصادف و اتفاق رخ نمى‏دهد. همه چيز در نظامى متقن، متكى بر سلسله علل خويش هستند. ولى ما از آن جايى كه علل را نمى‏شناسيم، نامش را تصادف و شانس مى‏گذاريم.اگر پرده از روى سلسله علل كنار رود، خواهيم ديد كه هيچ چيز اتفاقى وجود ندارد، گرچه برخى از اين علل از اختيار و علم ما خارج باشد. بنابراين بايد كوشيد تا با فراهم كردن اسباب و عوامل در هر زمينه‏اى، به ايجاد بخت و شانس پرداخت؟!
خوش شانسى و بد شانسى، بيشتر از آن كه معلول علت‏هاى ناشناخته باشد، دستاورد تفكر و انديشه هر شخص درباره خويشتن است. كسى كه به هر دليلي، خود را همواره بدشانس مى‏داند، طبيعتا عملى متناسب با آن بروز مى‏دهد و زمينه‏ساز بدشانسى خويش مى‏شود.
نكته ديگر آن كه ممكن است رفتارهايى از ما سر بزند – كه عواقب آن مدت‏ها بعد ظاهر مى‏گردد – ولى آدمى نتواند ريشه آن را دريابد. و قرآن قاعده‏اى كلى در اين گونه موارد به دست مى‏دهد و آن اين كه: «ما اصابك من سيئه فمن نفسك ؛ آنچه از بدى‏ها به تو مى‏رسد، دستاورد عمل خودت مى‏باشد» (نساء، آيه ۷۹).
البته گاهى در ميان مردم، شانس به مقدرات الهى اطلاق مى‏گردد. مثلاً به شخصى كه روزيش زياد است و معمولاً در كارهاى اقتصادى سود مى‏كند مى‏گويند فلانى خوش‏شانس است كه براى تحليل اين مطلب بايد با نگاهى گسترده‏تر به عوامل پديده‏ها نگريست و علاوه برفعاليت‏هاى ظاهرى شخص، به شرايط روحى و معنوى فرد و حتى تأثير نسل‏هاى گذشته و تأثير دعا يا نفرين ديگران در زندگى فرد و ديگر عوامل آشكار و پنهان در هموارى يا ناهموارى زندگى توجه نمود كه اگر منظور از شانس اين معنا باشد ريشه در روايات و آيات دارد. زيرا از نظردين نيز اين مسأله مورد قبول است. «والله فضّل بعضكم على بعض فى الرزق….»؛ (نحل، آيه ۷۱).
امام على(ع) مى‏فرمايد: خداوند روزى‏ها را مقدر فرمود و آن گاه آنها را زياد و كم و به تنگى و فراخى عادلانه تقسيم كرد تا هر كه را بخواهد به وسعت روزى و يا تنگى آن بيازمايد و از اين طريق سپاسگزارى و شكيبايى توانگر و تهيدست را به آزمايش گذارد،(نهج‏البلاغه، خطبه ۹۱).
بنابراين همه اشخاص با توجه به فاكتورهاى ياد شده در بالا، در شرايط يكسان آفريده نشده‏اند و مقدرات آنها نيز يكسان نيست. اما در نگاه عموم مردم كه بسيارى از علل و عوامل پنهان است و تنها به فعاليت ظاهرى شخص توجه مى‏كنند از سودهاى كلان او تعبير به خوش‏شانسى مى‏كنند، پس شانس به معناى تصادف در سنت پيامبر(ص) و مكتب اسلام جايگاه ندارد و درست نمى‏باشد چرا كه با اصل عليّت منافات دارد. چون اصل عليت عمومى و نظام اسباب و مسببات بر جهان و جميع وقايع و حوادث جهان حكمفرماست و هر حادثى ضرورت و قطعيت وجود خود را و هم‏چنين شكل و خصوصيت زمانى و مكانى و ساير خصوصيات وجودى خود را از علل متقدمه خود كسب كرده است و يك پيوند ناگسستنى ميان گذشته و حال و استقبال ميان هر موجودى و علل متقدمه او هست. اما بايد ديدگاه ما نسبت به علت‏ها گسترش يابد و علاوه بر علت‏هاى مادى و ظاهرى به علت‏هاى روحى و معنوى نيز توجه كنيم و حتى تأثير نسل‏هاى گذشته در نسل آينده را ناديده نگيريم، (شهيد مطهرى، انسان و سرنوشت، ص ۵۵).
براى مطالعه پيرامون قانون عليت نگا:
۱- علامه طباطبايى، اصول فلسفه و روش رئاليسم با تعليقات شهيد مطهرى، مقاله نهم ۲- محسن جوادى، درآمدى برخداشناسى فلسفى، انتشارات معارف قم، ص ۴۸ تا ۸۶ T – معجزه چيست؟}T معجزه در اصطلاح علم كلام خصوص امرى است كه بر نبوت و حقانيت يك پيامبر دلالت دارد. مثل اين كه قرآن را معجزه پيامبر(ص) مى‏دانيم. اما گاه در تعابير عرفى هر امر خارق‏العاده را معجزه مى‏ناميم يعنى امورى كه براساس علت‏هاى طبيعى قابل توجيه نيستند. براى درك دقيق معجزه در اصطلاح فلسفى كلامى نگا:
۱- شهيد مطهرى، نبوت، انتشارات صدرا، ص ۹۷ به بعد
۲- مصباح يزدى، آموزش عقايد، دروس ۲۷ و ۲۸
۳- دكتر سعيدى مهر، آموزش كلام اسلامى، قم، مؤسسه فرهنگى طه، ج ۲، ص ۳۸ به بعدبرگرفته از پرسمان دانشجویی